نامه

Posted in Uncategorized on December 23, 2009 by Cox n Box

دوست خوبم

من آدم مذهبی نیستم ولی مذهبی ها را می شناسم

البته من تو را مذهبی نمیدانم ، تو شاید گم شده ی راه مذهبی

ولی میدانم این روزها آرمان ها و اعتقاداتت در حال فروریختن است

شاید حتی با خدایت هم قهر کرده باشی

اما ایراد از خدای ات نیست ، ایراد از توست

ایراد از توست که اعتقادت را ، دین ات را به فلانی و فلانی گره زدی

ایراد از توست که دین ات را با دشمنی با اسرائیل گره زدی نه با دفاع ازحق

ایراد از توست که همیشه برای ذهنت سانسورچی بودی

که به جای دین پژوهی فقط گوش میکردی ، برای سوالاتت جواب حاضر و آماده می خواستی

دیروز هم دیدی که کسانی که فکر میکردی مثل تو فکر می کنند راهشان از تو جداست

گویا به بیراهه رفته ای ، در راه دین که زیاد هم ریسک گم شدن نداشت گم شدی

چون ریسمان ات را به کمر دیگری بستی ، با سقوط او تو هم..ء

من نمیخواهم تو را به راه خود بیاورم ، اما می خواهم بگویمت که عزیز من در هر راهی که بروی این عقل است که راهبر توست

این فهم توست که راه را روشن می کند

باید خطر کنی و به عرصه ها پای بگذاری ، باید نهراسی از رفتن ، شنیدن ، خواندن و فکر کردن

هنوز هم لازم نیست دین ات را از دست بدهی ، کافی است به شخصی مثل منتظری بنگری تا ببینی که با عقل اش چه بالا رفت و چه با شور به خاک سپرده شد

از این که کاخ پوشالی ات را فرو بریزی نهراس ، هستند کسانی که در عین اعتقاد به روشی خاص به پیرامونشان می اندیشند

Posted in Uncategorized on December 18, 2009 by Cox n Box

آهنگسازان عرب

فیلم سازان عرب

شاعران عرب

دیگر هنرمندان عرب

روشنفکران عرب

و شاید

جوانان عرب

چه دنیای غریبانه ای دارند برای خودشان

آرزو ها و آمال خودشان را و دیدگاه شکل خودشان را

از رپ عربی ، هالیوود عربی و هیپ هاپ عربی و مک دونالد خورهای عرب خوشم نمی آید

اما تا دلت بخواهد احترامم را بر می انگیزند ادبا ، هنرمندان و روشنفکرانشان

از نگاه دیگران ما شرقی ها ، شرقی هستیم

میان ریتا و چشمانم تفنگی است

iFun

Posted in Uncategorized on December 5, 2009 by Cox n Box

where were…

Posted in Uncategorized on November 27, 2009 by Cox n Box

زمستون

سرمایی که پنج شیش ماه با بودن و نبودنش همیشه حواستو به خودش جلب میکنه

آفتاب مایل هر چن روز یه بار و نارنجیایی که تو چش میزنن وقتی میوفتن رو زمینه ی خاکستری شهر

افسردگی فصلی … آماتوریش

موزیکای نوستال جدید و قدیمی

یکیش هم این موزیکس

بوی زمستون میاد

 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

Posted in Uncategorized on June 25, 2009 by Cox n Box

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

 

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

 

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

 

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

 

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

 

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

 

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

 

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

 

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

 

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

 

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

 

تاثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

 

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

 

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

 

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

 

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

 

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

 

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

 

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف

 

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

من و میرحسین

Posted in کشورم on June 11, 2009 by Cox n Box

تقدیرم چنین بود که در ایران زمین دیده به جهان بگشایم ، در این سرزمین رشد کنم ، در اینجا درس بخوانم ، عاشق شوم و به آن عشق بورزم.

از این رو مردمانش را دوست بدارم ، به فرهنگش ببالم و به زبان به حق شیرین پارسی سخن بگویم و بنویسم

مردم کشورم سال های متمادی با سنت خود زندگی کرده اند و امروز با پیشرفت خود به عرصه مدرن پا می گذارند . در این گذار دیر هنگام حساسیت ویژه ای وجود دارد که تاثیر شگرفی بر آینده این سرزمین خواهد داشت.

هم اکنون این مردم از دید من به چهار دسته تقسیم می شوند :

دسته اول انسان هایی هستند که ایرانیان قرن بیست ویکمی می خوانمشان . کسانی که از سنت گذشته اند و به انسان های مدرن جهان – با حفظ فرهنگ خویش-  پیوسته اند.

گروه دوم مردمان سنتی این سرزمین که هرچند با جهان امروز هماهنگ نیستند اما با گذشته کشورشان هماهنگ اند.

گروه سوم عده ای هستند که ایرانی بودنشان را از دست داده اند اما توانسته اند به جهان مدرن بپیوندند.

دسته چهارم هم کسانی هستند که در این میان هم فرهنگشان را از دست داده اند و هم از جهان امروزی عقب مانده اند . یعنی نه سنت را دارند و نه مدرنیته را ! البته گاهاً با پوسته ای از هردو زندگی می کنند !   که من بی هویت ها میخوانمشان !

جدای از این که چه چیزهایی را مصادیق فرهنگ ایرانی و یا مدرنیته بدانیم (که خود بحث جالبی است) مطمئناً گروه اول و دوم برای کشورمان بهتر از دو گروه دیگرند و البته گروه سوم نیز بهتر از گروه چهارم .

زیرا گروه چهارم بی هویت اند و متاسفانه عده کثیری از جامعه ما را تشکیل می دهند.

از این رو و از آن جایی که در کشور ما حکومت تاثیر گذارترین عنصر در فرهنگ مردمان ماست ، مهمترین کاری که می توانیم برای کشورمان بکنیم انتخاب یک حکومت آشنا به فرهنگ و توانا در این زمینه است.

زیرا تمام مشکلات امروز ما ایرانیان از همین بی هویتی مردمان ماست . البته تاکید می کنم خیلی ها نه همه !

امروز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اهمیت این وظیفه دوچندان است. زیرا علاوه بر موارد فوق موضوعات دیگری هم در این انتخاب مطرح اند :

١.کشور ما و به بیان بهتر حکومت کشور ما امروزه در دست کسانی است که به بی هویتی و بی فرهنگی و بی هنری عادت کرده اند و اعمالشان جز برای اهداف پوچ خودشان نیست.

انتخاب یک دولت مناسب می تواند این خطر عظیم را از کشور ما دور کند و آینده بهتری را برای مردمانمان رقم بزند.

٢.اکنون سی سال از انقلاب سال ٥٧ میگذرد و اکثر مدیران و بزرگان سیاست ایران به دوران بازنشستگی خود رسیده اند ، دولت دهم و یازدهم زمان ورود عده کثیری از جوان تر ها به دولت است .در صورتی که یک دولت خوب بر سر کار باشد نسل مدیران آینده کشور از انسان های با فهم و شعورتر و با سوادتری خواهند بود.

٣.امروز و پس از ناکامی های دولت نهم زمان آن فرارسیده که یکبار و برای همیشه دست افراد تمامیت خواه از دولت ایران جدا شود . در صورت پیروزی یک رئیس جمهور خوب ما میتوانیم شاهد یک انقلاب بر علیه افراطیون و کسانی باشیم که جز تفکر خود تاب تحمل هیچ فکر دیگری را ندارند.

٤.در میان دولتمردان نظام جمهوری اسلامی عده ای هستند که اکنون تغییر کرده اند و تب و تاب دوران انقلاب افتاده اند و به دنبال ساختن کشور بر اساس منافع ملی هستند . این افراد در صورت وجود فضای باز سیاسی می توانند این تغییر عقیده را با صدای بلند فریاد بزنند و موج تغییرات اساسی را بوجود آورند.

٥.امروز یک موج قوی بالقوه در مردم برای ایجاد شدن فضای باز فرهنگی و سیاسی ایجاد شده ، جوانان طالب اندیشه های نو و دیدگاه های تازه هستند .

همگان خواستار بوجود آمدن رسانه های مختلف تلویزیونی هستند .

یک عزم ملی برای از بین رفتن سانسورها و محدودیت های فرهنگی در میان فرهیختگان و حتی غیر فرهیختگان ما بوجود آمده است.

اکنون فرصتی است که از این نیروی عظیم قبل از آن که بپوسد و به ناامیدی ختم شود استفاده کنیم و حق رسانه ای خود را یکبار و برای همیشه از این حکومت بگیریم.

٦.موج رکود اقتصادی جهان به زودی به کشور ما خواهد رسید و در صورت ناکارآمدی دولت اقتصاد ما نابود خواهد شد. برای مقابله با آن باید یک دولت کارآمد داشته باشیم.

اما کدام دولت کارآمد خواهد بود؟

برای من کنار هم قرار دادن احمدی نژاد و سه نامزد دیگر اوج بی شعوری است و از سوی دیگر قرار دادن دو نامزد دیگر در کنار آقای موسوی اوج بی شرفی !

آقای موسوی علاوه بر داشتن شخصیتی فرهنگی (که در ایران کم سابقه است فرهنگی بودن سیاسیون) دارای توان بالای مدیریتی است و از سویی دارای شخصیتی چند بعدی است که می تواند گروه های مختلف را راضی کند.

٧.اکنون که به لطف وجود یک دشمن مشترک ، اصلاح طلبان ، سکولار ها و مذهبی ها و… و به طور کلی سه گروه از چهار گروهی که در ابتدای مقاله اشاره کردم به هم نزدیک شده اند، این شخص میتواند از هر سه گروه استفاده کند و آینده ی حکومت ایران را بین این اقشار با هویت تقسیم کند و بی هویتی را حداقل از حکومت اداری کشورمان (در برابر حکومت الهی!!) بیرون کند و از سوی دیگر باعث آشتی این سه با هم شود.

٨.آقای موسوی با وجود همسر گرامی شان خانم زهرا رهنورد در کنار خود می تواند بزرگ ترین قدم ها را برای اصلاح نگاه به زن و مطالبه حقوق بانوان بردارد.

که این مهم در این برهه بسیار ضروری است ، زیرا که نسل بزرگی از زنان آینده ما اکنون و در سنین جوانی باید حق خود را بشناسند و بگیرند که در آینده کسی نتواند این حق را از بین ببرد.

چهار سال بعد دیر است.

٩. به نظر بنده بعد از این چهار سال و با افتضاحات به بار آمده کشور طی چهار سال آینده با بحران های جدی مواجه خواهد بود و آقای موسوی کسی است که در بدترین شرایط قرن اخیر ایران را اداره کرده است و فکر نمی کنم غیر از او کاندیدای دیگری بتواند بر این مشکلات فائق آید.

١٠. دلیل آخرم برای رای به این مرد دو جنبه دارد و شخصی است.

تقریبا تمام ایرانیانی که من بزرگ می دارمشان و به هموطن بودن با ایشان افتخار می کنم از این مرد حمایت کرده اند.

مرد شریفی که بعد از بیست سال آرامش اش را رها کرده و در شصت و چند سالگی به خاطر احساس خطری که کرده به صحنه آمده و هزاران فتنه و تهمت را به جان خریده و به مناظره با فردی شرور و بدذات نشسته که همسرش را به سخره بگیرد و به اعتقادات اش توهین کند !

من در چشمان این مرد صداقت دیدم…

حنجره

Posted in Uncategorized on April 4, 2009 by Cox n Box

خشم این حنجره ی خسته همیشه غایبه

کلید صندوق در بسته همیشه غایبه

My last kiss

Posted in Uncategorized on December 12, 2008 by Cox n Box

این روزهای دوری های نصفه نیمه و دیدار های کوتاه…

هیچ چیز مثل فاصله ی میان بوسه ها انسان را متوجه دوری نمیکند

دوری .. هفته ای یکی دو ساعت را نمیشود به حساب دیدارهای عاشقانه گذاشت..

این دوری های تنهایی ، این دیدارهای پابلیک … چه بوی خاصی دارند

این اشک ها …

این اشک ها…

صدای دریا را میشنوی؟



 

DANGEROUS MACHINE !

Posted in Uncategorized on November 16, 2008 by Cox n Box

Danger !

زمانه

Posted in Uncategorized on November 9, 2008 by Cox n Box

یادته بچه بودی؟

یادته وقتی  از حق ات دفاع میکردی همه بزرگترا به شکل کثیفی دس به یکی میکردن با اونی که حقتو خورده بود؟

یادته بچه های بزرگتر تو رو تو بازیشون راه نمیدادن ؟

یادته وقتی به بابات گفتی یکی رو دوس داری خوابوند بیخ گوشت ؟

یادته بابات وقتی مدیر مدرسه زده بود تو گوشت همه ی تقصیرا رو انداخ گردن تو که با اون سرشاخ نشه؟

یادته تو جمع همه حرفای بزرگونه میزدن و تو که میپرسیدی “یعنی چی؟” میخندیدن؟

یادته لات و لوطای محل بهت میگفتن بچه اَبی؟

یادته …

امروز  اما …

میدونی چرت و پرت میگفتن

میدونی دروغ میگفتن

میدونی میترسیدن

میدونی عقده داشتن

میدونی بی شرف بودن

میدونی…

میدونی…

یه روزی هم بچه ات یادش میاد

یه روزی هم بچه ات میفهمه

the live of us !

Posted in Uncategorized with tags on September 18, 2008 by Cox n Box

یه قانون نانوشته شده دیگه تو ناخودآگاهم که فیلم سینمایی فوق العاده یا تو اروپای شرقی تولید شده یا کارگدانش مال اونجاس

حالا خودشم نباشه یکی از والدینش .. اونم نباشه احتمالن یا به اونجا علاقه داره یا یه ربطی به شرق اروپا داشته شده تولیدی  لباس زیرش مال اون طرفا باشه !ء

ما انسانهای فیلم بین و داستان خون و علاقه مند به تاریخ و … خیلی مدیون افراد بزرگی مثل هیتلر و موسیلینی یا حکومتگران سرکوبگر بلوک شرق هستیم !ء

واقعا فکر میکنید اگهاین افراد نبودن چند تا از شاهکارهای بشری هرگز ساخته نمیشدن؟

حتی باهاوس هم شاید انقد شکوفا نمیشد !ء

به طور کلی خیلی وقت ها هست که آدمای به اصطلاح بد بیشتر به درد میخورن تا آدمای به اصطلاح خوب …ء

البته این نکته خیلی قابل فکر کردن هست که فشار و سرکوب و توتالیتریسم و … در اروپا -به طور مثال- باعث چه شکوفایی هایی که نشد و همین موارد در ایران چطور باعث بی حرکتی و کرختی فیلمسازان ، نویسنده ها و به طور کلی روشنفکران!!! ما میشه…ء

یاد حرف اون بنده خدا میفتم که معتقد بود ایران کمتر از انگشتان دو دست فرد روشن فکر داره …

فی الواقع بنده نیز ایضا !ء


پ ن : هر چی کلنجار میرم میبینم نمیشه خودمو لو ندم

بازیش فوق العاده بود این ” آدم خیلی خوب “ء

شعر

Posted in Uncategorized on September 9, 2008 by Cox n Box

دنیایی که هروخ خداش تو کوچه ها پا میذاره

یه دسته خاله خان باجی از عقب سرش

یه دسته قداره کش از جلوش میاد

دنیایی که هرجا میری صدای رادیوش میاد

شعر

Posted in Uncategorized on September 4, 2008 by Cox n Box

زان مــي‌نگرم به چشم سر در صورت

زيرا كه ز معني است اثر در صورت

اين عالم صورت است و ما در صوريم

معني نـــتوان ديد مگر در صورت