از استرس بیزارم
استرس منو کرخت و سست میکنه
از تحت نظر بودن بیزارم
از بی نظمی هم…ء
خسته میشم ، کشش اعصابم کم میشه، کوچکترین کارها انرژی بر میشه برام . دلم میخواد بخوابم، بیدار هم نشم
بهم میگن بیخیال ، همه فکر میکنن بی خیالم
ولی مطمئنم اینجوری نیست، بی خیالی و ایده آلیستی ؟
وختی رو خر بار زیادی بزاری نه میتونه بار رو زمین بزاره و نه میتونه راه بره
من اون خره ام
ایراد از منه مطمئنا ، ولی خب منم یه موجود زنده ام دیگه
یه اجتماع سلولی که اسمش انسانه، من هم ایراد دارم، اما خب مکانیسم و خلق و خوی خودمو دارم دیگه
انسان ها هم مثل همه ی اجزاء طبیعت مشابه هم نیستن ، هر کسی خودشه
حالا باید خودشو بشناسه و با توجه به ویژگی های فیزیولوژیکی و خلقی اش تلاش کنه برای بهبود و رسیدن به خواسته هاش
یه انسان حتما تلاش میکنه بهتر بشه ، تنبلی یه چیز ذاتی نیست، یه مسئله ی فرهنگیه ، یه انسان تنها تو طبیعت که کس دیگه ای رو ندیده هیچ وقت تنبلی نمیکنه تو زندگی اش.
حرفم اینه که نباید فکر کنیم که لزومن یه کاری درسته و یه کار دیگه غلط . مهمترین اصول زندگی بشری هم از سعی و خطا به دست اومده و باید و نبایدی نداره
یه چیز دیگه ای هم هست، زبان رو بشر برای ارتباط اختراع کرد
کلمات وختی به زبون میان و شنیده میشن باید بهشون فکر بشه
نه این که کلمه حکم علائم تصویری رو پیدا کنه و تنها یک معنی ، اون هم خیلی کلی داشته باشه
کلمات ، استعاره نیستن
جملات یه معنی از پیش مشخص ندارن
حرف های انسان ها با هم برای رسوندن فکرشون به هم هستش
و رسوندن پیامشون به هم
حق نداریم بدون فکر کردن به حرف کسی منظورش رو حدس بزنیم
چون فکر میکنم که این بزرگترین اشتباه بشر و مهمترین دلیل پیشرفت کم جامعه ی جهان سومی هستش

