اکبر گنجی و انتخابات اخیر
Posted in Uncategorized on جولای 3, 2009 by Cox n Boxاگر بخواهيم دموکراسی داشته باشيم، جامعه بايد قدرتمند شود و قدرتمند شدن جامعه از طريق متشکل کردن نيروها است.
در شرایط کنونی ممکن است این مدعا در اذهان شکل بگیرد که حرکت مردمی شکست خورده است. مبارزه ی با نظام سلطانی نتیجه بخش نیست و کاری نمی توان کرد. اما این ارزیابی دقیقی نیست. برای اینکه
دکتر سازگارا
Posted in Uncategorized on ژوئن 25, 2009 by Cox n Boxگوش دادن این تحلیل های سیاسی باعث میشه تاکتیک ها رو بفهمیم
دکتر سازگارا رو من جدا از شخصیتش یک سیاستمدار دانا می دونم
اما حتی در صورت قبول نداشتنش تحلیل هاش میتونه ذهنمون رو باز کنه
مصاحبه
لینک کمکی :
http://www.mediafire.com/?sharekey=326bf308d1cdf2add2db6fb9a8902bda
گروه گوگلی دکتر سازگارا که با عضویت در اون میتونین تحلیل های ایشون رو از طریق ایمیل دریافت کنید :
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
Posted in Uncategorized on ژوئن 25, 2009 by Cox n Box|
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد |
هم رونق زمان شما نیز بگذرد |
|
|
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب |
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد |
|
|
باد خزان نکبت ایام ناگهان |
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد |
|
|
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام |
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد |
|
|
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز |
این تیزی سنان شما نیز بگذرد |
|
|
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد |
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد |
|
|
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت |
این عوعو سگان شما نیز بگذرد |
|
|
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست |
گرد سم خران شما نیز بگذرد |
|
|
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت |
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد |
|
|
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت |
ناچار کاروان شما نیز بگذرد |
|
|
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن |
تاثیر اختران شما نیز بگذرد |
|
|
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید |
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد |
|
|
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان |
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد |
|
|
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم |
تا سختی کمان شما نیز بگذرد |
|
|
در باغ دولت دگران بود مدتی |
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد |
|
|
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه |
این آب ناروان شما نیز بگذرد |
|
|
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع |
این گرگی شبان شما نیز بگذرد |
|
|
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست |
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد |
|
|
ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف |
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد |
آقایان مردم ما خر نیستند ! (٢)ء
Posted in کشورم on ژوئن 24, 2009 by Cox n Box

عده ای از مسئولین پر مغز ما مردم را گوسفند فرض کرده اند.
می گویند موسوی قانون گریزی کرده .
آب به آسیاب دشمن ریخته .!
اسلام و انقلاب را به خطر انداخته .
سوال بنده این است که این یک نفر چگونه این همه کار را کرده است ؟
اگر راهپیمایی های اخیر را منشا این مسائل بدانیم ، این را هم باید بدانیم که موسوی چند دقیقه بیشتر در تجمعات نبود و ظهر شنبه که شلوغی ها آغاز شد موسوی هنوز بیانیه ای نداده بود !
این سه ملیون نفری که به خیابان ها ریخته بودند و در آرامش راه می پیمودند به صورت خود جوش و نه برای موسوی ، که برای احقاق حقشان جمع شده بودند .
برای تمرین دموکراسی .
موسوی عزیز در بهترین حالت فقط نظم دهنده ی این جمعیت بود .
آقایان باید بدانند که مردم گوسفند نیستند که به حرف موسوی به خیابان ها بریزند !
این کارها را مردم کرده اند ، نه موسوی !
اگر آبی به آسیاب کسی ریخته شده توسط این مردم ملیونی بوده !
اگر قانون گریزی شده (که طبق اصل ٢٧ قانون اساسی نشده) و اگر اسلامی و انقلابی به خطر افتاده توسط همین مردم بوده !
و مردم از اسلام و انقلاب بالاترند !!!
روزهای آتی روزهای خطرناکی برای این سیاستمدار شریف (جمع اضداد!) خواهند بود .. بیایید همان طور که او اولین سیاستمدارایرانی شد که پشت مردم ایستاد (نه در نقش رهبر) ما نیز اولین ایرانیانی باشیم که پشت سیاستمدارمان ایستادیم .
بیاییم برای تحقق دموکراسی در کشورمان اینبار خودمان تلاش کنیم .
بدون داشتن یک رهبر ، اما با کمک این معدود مردان شریف سیاستمان همدل شویم .
پی نوشت :
شدیدا پیشنهاد می کنم “تاریکخانه ی اشباح” اکبر گنجی (معروف به اکبر تخم درشته) را این روزها بخوانید و یا بازخوانی کنید .
مطمئن باشید اگر از سیاست ایران هم خوشتان نیاید درس های جامعه شناسی و علوم سیاسی و تاریخ کم ندارد .

آقایان مردم ما خر نیستند ! (١)ء
Posted in کشورم on ژوئن 24, 2009 by Cox n Box
از دیروز و از زمان برخورد شدید نیروهای امنیتی با مردم و به آشوب کشیدن تجمعات آرام آن ها موج جدیدی از حملات به میرحسین موسوی آغاز شده است که با ژست فهیم بودن می خواهند موسوی را به قانون گریزی و بی درایتی متهم کنند .
در این میان جوابیه های بسیاری چه از سوی سیاسیون و چه مردم برایشان فرستاده شده (در منزل دانشجویی ما مقادیری فحش ناموسی نیز شنیده شده ) که به راستی کافی هستند ، اما چند نکته نیز به ذهن من رسید که فکر می کنم گفتنش خالی از لطف نیست :
اول – نمی دانم چطور می شود یک نفر قانون اساسی را قبول نداشته باشد ، کارنامه ی سیاهش در اذهان مردم شهید پرور باشد ، با رهبر دشمنی دیرینه داشته باشد ، قانون گریز و وابسته به بیگانگان و ارباب قدرت و ثروت باشد اما شورای نگهبان صلاحیتش را تایید کرده باشد !
به راستی شورایی که چنین شخص “چیز”گویی را تایید صلاحیت کرده است ، توانایی حفاظت از رای مردم را داراست ؟
دوم – رادان پلیس می گوید که با اغتشاش گران تا جمعه مدارا میکرده است ولی از شنبه جدی برخورد خواهد کرد .
نکته این است که ایشان به چه حقی و بر اساس کدام قانون به خود حق داده است که به بیش از سه ملیون اراذل و اوباش که جان و مال مردم را به خطر انداخته اند و با امر منافقین و قدرت های استکباری به خیابان ها ریخته و با ایجاد آشوب و درگیری اسلام و انقلاب و مردم را نشانه گرفته اند فرصت خودنمایی دهد ؟
ایشان باید برکنار شوند و کسی به جای ایشان بنشیند که در مقابل این اشرار مسلح از مردم دفاع کند .
سوم – عده ای از دماغ داران نظام می گویند که میزان تخلفات حداکثز سه میلیون بوده و در نتیجه ی انتخابات تاثیر نداشته !
اما این سه میلیون به رای چه کسی اضافه شده است ؟
موسوی که خود شاکی است !
رضایی و کروبی هم که اگر تقلب می کردند به این روز نمی افتاد آرایشان
پس تقلب ها به نفع احمدی بوده !
حال پرسش این است که کسی که سه میلیون رای به نفع خودش تقلب کرده است آیا صلاحیت ریاست جمهوری حتی با رای مردم را داراست ؟
من و میرحسین
Posted in کشورم on ژوئن 11, 2009 by Cox n Boxتقدیرم چنین بود که در ایران زمین دیده به جهان بگشایم ، در این سرزمین رشد کنم ، در اینجا درس بخوانم ، عاشق شوم و به آن عشق بورزم.
از این رو مردمانش را دوست بدارم ، به فرهنگش ببالم و به زبان به حق شیرین پارسی سخن بگویم و بنویسم
مردم کشورم سال های متمادی با سنت خود زندگی کرده اند و امروز با پیشرفت خود به عرصه مدرن پا می گذارند . در این گذار دیر هنگام حساسیت ویژه ای وجود دارد که تاثیر شگرفی بر آینده این سرزمین خواهد داشت.
هم اکنون این مردم از دید من به چهار دسته تقسیم می شوند :
دسته اول انسان هایی هستند که ایرانیان قرن بیست ویکمی می خوانمشان . کسانی که از سنت گذشته اند و به انسان های مدرن جهان – با حفظ فرهنگ خویش- پیوسته اند.
گروه دوم مردمان سنتی این سرزمین که هرچند با جهان امروز هماهنگ نیستند اما با گذشته کشورشان هماهنگ اند.
گروه سوم عده ای هستند که ایرانی بودنشان را از دست داده اند اما توانسته اند به جهان مدرن بپیوندند.
دسته چهارم هم کسانی هستند که در این میان هم فرهنگشان را از دست داده اند و هم از جهان امروزی عقب مانده اند . یعنی نه سنت را دارند و نه مدرنیته را ! البته گاهاً با پوسته ای از هردو زندگی می کنند ! که من بی هویت ها میخوانمشان !
جدای از این که چه چیزهایی را مصادیق فرهنگ ایرانی و یا مدرنیته بدانیم (که خود بحث جالبی است) مطمئناً گروه اول و دوم برای کشورمان بهتر از دو گروه دیگرند و البته گروه سوم نیز بهتر از گروه چهارم .
زیرا گروه چهارم بی هویت اند و متاسفانه عده کثیری از جامعه ما را تشکیل می دهند.
از این رو و از آن جایی که در کشور ما حکومت تاثیر گذارترین عنصر در فرهنگ مردمان ماست ، مهمترین کاری که می توانیم برای کشورمان بکنیم انتخاب یک حکومت آشنا به فرهنگ و توانا در این زمینه است.
زیرا تمام مشکلات امروز ما ایرانیان از همین بی هویتی مردمان ماست . البته تاکید می کنم خیلی ها نه همه !
امروز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اهمیت این وظیفه دوچندان است. زیرا علاوه بر موارد فوق موضوعات دیگری هم در این انتخاب مطرح اند :
١.کشور ما و به بیان بهتر حکومت کشور ما امروزه در دست کسانی است که به بی هویتی و بی فرهنگی و بی هنری عادت کرده اند و اعمالشان جز برای اهداف پوچ خودشان نیست.
انتخاب یک دولت مناسب می تواند این خطر عظیم را از کشور ما دور کند و آینده بهتری را برای مردمانمان رقم بزند.
٢.اکنون سی سال از انقلاب سال ٥٧ میگذرد و اکثر مدیران و بزرگان سیاست ایران به دوران بازنشستگی خود رسیده اند ، دولت دهم و یازدهم زمان ورود عده کثیری از جوان تر ها به دولت است .در صورتی که یک دولت خوب بر سر کار باشد نسل مدیران آینده کشور از انسان های با فهم و شعورتر و با سوادتری خواهند بود.
٣.امروز و پس از ناکامی های دولت نهم زمان آن فرارسیده که یکبار و برای همیشه دست افراد تمامیت خواه از دولت ایران جدا شود . در صورت پیروزی یک رئیس جمهور خوب ما میتوانیم شاهد یک انقلاب بر علیه افراطیون و کسانی باشیم که جز تفکر خود تاب تحمل هیچ فکر دیگری را ندارند.
٤.در میان دولتمردان نظام جمهوری اسلامی عده ای هستند که اکنون تغییر کرده اند و تب و تاب دوران انقلاب افتاده اند و به دنبال ساختن کشور بر اساس منافع ملی هستند . این افراد در صورت وجود فضای باز سیاسی می توانند این تغییر عقیده را با صدای بلند فریاد بزنند و موج تغییرات اساسی را بوجود آورند.
٥.امروز یک موج قوی بالقوه در مردم برای ایجاد شدن فضای باز فرهنگی و سیاسی ایجاد شده ، جوانان طالب اندیشه های نو و دیدگاه های تازه هستند .
همگان خواستار بوجود آمدن رسانه های مختلف تلویزیونی هستند .
یک عزم ملی برای از بین رفتن سانسورها و محدودیت های فرهنگی در میان فرهیختگان و حتی غیر فرهیختگان ما بوجود آمده است.
اکنون فرصتی است که از این نیروی عظیم قبل از آن که بپوسد و به ناامیدی ختم شود استفاده کنیم و حق رسانه ای خود را یکبار و برای همیشه از این حکومت بگیریم.
٦.موج رکود اقتصادی جهان به زودی به کشور ما خواهد رسید و در صورت ناکارآمدی دولت اقتصاد ما نابود خواهد شد. برای مقابله با آن باید یک دولت کارآمد داشته باشیم.
اما کدام دولت کارآمد خواهد بود؟
برای من کنار هم قرار دادن احمدی نژاد و سه نامزد دیگر اوج بی شعوری است و از سوی دیگر قرار دادن دو نامزد دیگر در کنار آقای موسوی اوج بی شرفی !
آقای موسوی علاوه بر داشتن شخصیتی فرهنگی (که در ایران کم سابقه است فرهنگی بودن سیاسیون) دارای توان بالای مدیریتی است و از سویی دارای شخصیتی چند بعدی است که می تواند گروه های مختلف را راضی کند.
٧.اکنون که به لطف وجود یک دشمن مشترک ، اصلاح طلبان ، سکولار ها و مذهبی ها و… و به طور کلی سه گروه از چهار گروهی که در ابتدای مقاله اشاره کردم به هم نزدیک شده اند، این شخص میتواند از هر سه گروه استفاده کند و آینده ی حکومت ایران را بین این اقشار با هویت تقسیم کند و بی هویتی را حداقل از حکومت اداری کشورمان (در برابر حکومت الهی!!) بیرون کند و از سوی دیگر باعث آشتی این سه با هم شود.
٨.آقای موسوی با وجود همسر گرامی شان خانم زهرا رهنورد در کنار خود می تواند بزرگ ترین قدم ها را برای اصلاح نگاه به زن و مطالبه حقوق بانوان بردارد.
که این مهم در این برهه بسیار ضروری است ، زیرا که نسل بزرگی از زنان آینده ما اکنون و در سنین جوانی باید حق خود را بشناسند و بگیرند که در آینده کسی نتواند این حق را از بین ببرد.
چهار سال بعد دیر است.
٩. به نظر بنده بعد از این چهار سال و با افتضاحات به بار آمده کشور طی چهار سال آینده با بحران های جدی مواجه خواهد بود و آقای موسوی کسی است که در بدترین شرایط قرن اخیر ایران را اداره کرده است و فکر نمی کنم غیر از او کاندیدای دیگری بتواند بر این مشکلات فائق آید.
١٠. دلیل آخرم برای رای به این مرد دو جنبه دارد و شخصی است.
تقریبا تمام ایرانیانی که من بزرگ می دارمشان و به هموطن بودن با ایشان افتخار می کنم از این مرد همایت کرده اند.
مرد شریفی که بعد از بیست سال آرامش اش را رها کرده و در شصت و چند سالگی به خاطر احساس خطری که کرده به صحنه آمده و هزاران فتنه و تهمت را به جان خریده و به مناظره با فردی شرور و بدذات نشسته که همسرش را به سخره بگیرد و به اعتقادات اش توهین کند !
من در چشمان این مرد صداقت دیدم…
Posted in Uncategorized on آوریل 4, 2009 by Cox n Box
خشم این حنجره ی خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
My last kiss
Posted in Uncategorized on دسامبر 12, 2008 by Cox n BoxPosted in Uncategorized on نوامبر 20, 2008 by Cox n Box
زمانه
Posted in Uncategorized on نوامبر 9, 2008 by Cox n Boxیادته بچه بودی؟
یادته وقتی از حق ات دفاع میکردی همه بزرگترا به شکل کثیفی دس به یکی میکردن با اونی که حقتو خورده بود؟
یادته بچه های بزرگتر تو رو تو بازیشون راه نمیدادن ؟
یادته وقتی به بابات گفتی یکی رو دوس داری خوابوند بیخ گوشت ؟
یادته بابات وقتی مدیر مدرسه زده بود تو گوشت همه ی تقصیرا رو انداخ گردن تو که با اون سرشاخ نشه؟
یادته تو جمع همه حرفای بزرگونه میزدن و تو که میپرسیدی “یعنی چی؟” میخندیدن؟
یادته لات و لوطای محل بهت میگفتن بچه اَبی؟
یادته …
امروز اما …
میدونی چرت و پرت میگفتن
میدونی دروغ میگفتن
میدونی میترسیدن
میدونی عقده داشتن
میدونی بی شرف بودن
میدونی…
میدونی…
یه روزی هم بچه ات یادش میاد
یه روزی هم بچه ات میفهمه
نامه ی نا نوشته ی خیلی ها به خیلی ها
Posted in Uncategorized on اکتبر 31, 2008 by Cox n Boxآه !
تو زیبایی…
برای همین هم من ازت خوشم اومده…
برا همین هم دوس دارم خوش باشی…
اما مطمئنم که با من خوش نخواهی بود…
پس بهت هیچ پیشنهادی برای هیچ نوع دوستی نمیدم…
چون دوستی مورد نظر تو اون چیزی نیس که من میخوام…
راستی ، من یه نفر رو دوس دارم
اون با من خوشبخته
فقط . . .
فقط و فقط برای این که …
من عاشقشم !
the live of us !
Posted in Uncategorized with tags comedy~tragic on سپتامبر 18, 2008 by Cox n Box
یه قانون نانوشته شده دیگه تو ناخودآگاهم که فیلم سینمایی فوق العاده یا تو اروپای شرقی تولید شده یا کارگدانش مال اونجاس
حالا خودشم نباشه یکی از والدینش .. اونم نباشه احتمالن یا به اونجا علاقه داره یا یه ربطی به شرق اروپا داشته شده تولیدی لباس زیرش مال اون طرفا باشه !ء
ما انسانهای فیلم بین و داستان خون و علاقه مند به تاریخ و … خیلی مدیون افراد بزرگی مثل هیتلر و موسیلینی یا حکومتگران سرکوبگر بلوک شرق هستیم !ء
واقعا فکر میکنید اگهاین افراد نبودن چند تا از شاهکارهای بشری هرگز ساخته نمیشدن؟
حتی باهاوس هم شاید انقد شکوفا نمیشد !ء
به طور کلی خیلی وقت ها هست که آدمای به اصطلاح بد بیشتر به درد میخورن تا آدمای به اصطلاح خوب …ء
البته این نکته خیلی قابل فکر کردن هست که فشار و سرکوب و توتالیتریسم و … در اروپا -به طور مثال- باعث چه شکوفایی هایی که نشد و همین موارد در ایران چطور باعث بی حرکتی و کرختی فیلمسازان ، نویسنده ها و به طور کلی روشنفکران!!! ما میشه…ء
یاد حرف اون بنده خدا میفتم که معتقد بود ایران کمتر از انگشتان دو دست فرد روشن فکر داره …
فی الواقع بنده نیز ایضا !ء
پ ن : هر چی کلنجار میرم میبینم نمیشه خودمو لو ندم
بازیش فوق العاده بود این ” آدم خیلی خوب “ء
فکر میکنی ؟ پس هستی !
Posted in Uncategorized with tags حرف on سپتامبر 17, 2008 by Cox n Boxیه شعار زیبا داره کمپانی اپل و اون اینه :
Think Different !
چطور خب؟
دنیای امروزه ی من (حداقل) پر شده از کارایی که واکنش یا کنش معمولی (و نه طبیعی) ما نسبت به دنیاس
حرف های روزمره ، دغدغه های نه چندان جدی و زندگی کاملن معمولی
کارایی مثل .. همم .. فحش دادن به احمدی نژاد بدون دلیل خاصی..
چون ما عادت کردیم به این که یه نفر رو بکنیم مظهر بدی ها
برای هر چیزی یه غول بسازیم .. که قبول نکنیم که خیلی از این ایرادا ایراد خودمونه
مثلن همین سخن معروف که میگه : “حق گرفتنیه ، نه دادنی “
ولی کی تا حالا پای حقش وایساده ؟
کدوممونیم که از تاکسی هایی که کرایه زیاد میگیرن و مغازه هایی که گرون میفروشن حقمونو بخوایم؟
تازه خودمونم گول میزنیم که “انعامشه ، مفت چنگش” و با یه تکبر و افاده ی مخصوص اشراف زاده های انگلیسی میریم که به زندگی سگی یا همون حوالی مون ادامه بدیم
حالا اینکه من انقد تو در تو میرم که آخر تو بحثا گم بشم دست خودم نیس ولی برگردیم به شعار قشنگ اپل که من ترجمه اش میکنم : “طبیعی فکر کنیم ، هرکدوم همونجوری که میتونیم”
تنها زاه عمل به اون شعار اینه که واقعا فکر کنیم !
Posted in Conection on سپتامبر 14, 2008 by Cox n Box
ما آدما خیلی جاها میخوایم خیلی چیزا رو ولی براش تلاش نمیکنیم
بعضی جاها هم تلاش میکنیم ولی اشتباه میکنیم و یه جای دیگه انرژی حروم می کنیم
یه جای اشتباه
اگه دوس داریم کسی شخصیتش طور خاصی بشه
خیلی وقتا لازمه که خودمون اون شخصیت رو بهش بدیم
بهش اطمینان بدیم
درخواست کردن چیزی رو حل نمیکنه
معمولن راحت ترین و بهترین راهی که به ذهن میرسه بهترین راه نیست
خیلی جاها…
مثل روزی که به حس استقلال کسی احترام گذاشتم و یه استقلال قوی و خوب رو برای خودش به دست آورد
بهش نگفتم مستقل شو ، ازش نخواستم ، نگفتم پا جای پای آدمای مستقل بذار … نه ! این نیس که کمک میکنه به دیگران
خیلی وقتا اطرافیان ما با کارهای ریزشون ما رو هدایت میکنن
حتی ما رو طبق میل خودشون در میارن
بدون این که حرفی بزنن
عمیقا معتقدم که خواسته های ما از دیگری باید بر رفتار ما با اون دیگری منطبق باشه
خیلی جاها هم که نمیدونیم چیکار کنیم احترام و محترم شمردن طرف بهترین راهه
همیشه هم بدبیاری ها به خاطر بدشانسی نیس…
قبول داری؟




