اکبر گنجی و انتخابات اخیر

Posted in Uncategorized on جولای 3, 2009 by Cox n Box

 

ganji

 این انتخابات از جنس دیگری بود. وقتی خاتمی از دور انتخابات کناره گرفت یکی از اصلاح طلبان دردمند و نظر ورز گفت: “کنار رفتن خاتمی بدین معناست که دیگر اصلاحات از بالا در جمهوری اسلامی ناممکن است.” این انتخابات هر نتیجه و پیامد بدی که داشت، این نتیجه مثبت را نیز به بار آورد که پس از آن برخی از صاحب منصبان سابق نوشتند که از طریق صندوق های رأی دیگر نمی توان اصلاحاتی صورت داد و به دموکراسی رسید. آری، دولت دموکراتیک محصول جامعه قدرتمند است. جامعه قدرتمند جامعه ای است که در آن افراد و گروه ها، بر اساس علائق، ترجیحات، و منافع و مشترکات خود سازمان می یابند. جامعه مدنی قدرتمند (برخلاف جوامع فاشیستی توده وار) جامعه ای است که در آن تنوع و تکثر واقعی موجود در جامعه در قالب نهادهای متنوع سازمان می یابد. تغییر و تحولات جدّی و بنیادین تنها از دل جامعه قدرتمندی که زیر بار زور نمی رود برمی آید.

 

حضور یک پارچه مردم در خیابان ها، و نافرمانی مدنی مسالمت آمیز جوان ها یکی از دستاوردهای حرکت اخیر است. این حضور مهم اگر به شیوه های پوپولیستی صورت پذیرد به نتایج ماندگار و ارزشمندی نخواهد انجامید. مهمترین هدف این حرکت را نباید در برکناری احمدی نژاد خلاصه کرد.  هدف اصلی این حرکت  دستیابی به یک جامعه قدرتمند است. یعنی تنوع و تکثر واقعی جامعه، در انواع تشکل ها سازمان یابد ، رهبری برسازند،و با استراتژی و تاکتیک، اهداف و علائق خو را دنبال کنند.

 

اگر جامعه قدرتمند شود، در آن صورت گذر مسالمت آمیز به دموکراسی امکان پذیر خواهد شد. دموکراسی از پائین ساخته می شود. اصلاح از بالا در جایی امکان پذیر است که قدرتمندترین افراد در ساختار سیاسی اصلاحات از بالا را آغاز کنند(مانند اصلاحات سیاسی گورباچف در شوروی، اصلاحات اقتصادی هواکوفنگ در چین). در جامعه ای چون ایران که قدرتمندترین فرد(یعنی سلطان) دشمن اصلی اصلاحات است، اصلاحات از بالا ناممکن است. انتخابات اخیر نشان داد که سلطان نه تنها ورود معتقدان به نظام را به ساختار سیاسی تحمل نمی کند، بلکه قدرتمندترین فردی را که در رهبر شدن او نقش کلیدی بازی کرد هم برنمی تابد و می کوشد او را تحت لوای مبارزه  با اشرافی گری، فساد و رانت خواری از ساختار سیاسی حذف کند.

 

او برای آنکه به عقب نشینی های متوالی مجبور نشود باید به هر طریق ممکن مردم را به خانه ها بازگرداند. بازگرداندن مردم به خانه ها به او امکان می دهد تا اهداف خود را تعقیب کند. به همین خاطر به مهندس موسوی می گوید:”جنس شما با اینگونه افراد[یعنی مردم حاضر در خیابان ها]متفاوت است و لازم است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید”. ‌هیچ فردی بدون پشتوانه مردم قدرتی از خود ندارد. اگر مردم به حضور همه جانبه خود ادامه ندهند سلطان امکان می یابد که حکومت وحشت  را جایگزین نظام سلطانی کند.

 

 مردم می توانند به این رویداد به عنوان یک “فرصت تاریخی” برای قدرتمند کردن جامعه بنگرند. قدرتمند شدن جامعه بزرگترین دستاوردی است که اگر مردم بدان دست یابند با هیچ  دستاورد دیگری قابل قیاس نخواهد بود. در تاریخ ما استبداد پدیده ای استثنایی نبوده است، تاریخ ما، تاریخ استبداد و سرکوب بوده است. این واقعیت حاکی از آن است که استبداد با ادب و فرهنگ و دین و مذهب و روحیات و خلقیات ما سازگار بوده است.

 

اگر بخواهيم دموکراسی داشته باشيم، جامعه بايد قدرتمند شود و قدرتمند شدن جامعه از طريق متشکل کردن نيروها است.
من اميدورام اين مسئله به صورت شورش های پوپوليستی درنيايد چون می تواند مضر باشد. اگر نيروها بتوانند از طريق مقاومت مدنی و برنامه ريزی شده، بدون توسل به خشونت هدف خود را پيش ببرند و از همين فرصت ها استفاده شود و جامعه در چهارچوب های دموکراسی و حقوق بشر مقاومت کند، ما برای گذار به دموکراسی اميدوار خواهيم شد، ولی اين چيزی نيست که ظرف يک شب يا دو شب به دست آيد.

 

در شرایط کنونی ممکن است این مدعا در اذهان شکل بگیرد که حرکت مردمی شکست خورده است. مبارزه ی با نظام سلطانی نتیجه بخش نیست و کاری نمی توان کرد. اما این ارزیابی دقیقی نیست. برای اینکه
برای اولین بار در یکصد سال گذشته مردم حول یک مطالبه ی مشخص به حرکت در آمدند. خواست آنها این بود که با توجه به تقلب، انتخابات ابطال شود و انتخابات مجددی برگزار گردد. رادیکالیزه شدن شعارها و ترجیحات، معلول مواضع رسمی خامنه ای و فرمان سرکوب بود.

 

مبارزه ی با قدرت خودکامه، جهت گذار به دموکراسی، در جاده ای صورت نمی گیرد که آزادیخواهان در بالای جاده و خودکامه گان در پائین ان قرار داشته باشند. مبارزه ، بالا و پائین دارد. شکست و پیروزی دارد. مهم آن است که فرد از نظر اخلاقی خود را محکوم نداند، یا آزادیخواهان جهان او را محکوم به شمار نیاورند. پیروزی اخلاقی محصول مبارزه ی مسالمت آمیز برای آزادی و کاهش درد و رنج مردم است. مهم آن است که در طی مبارزه با جلادان ، از همان شیوه هایی استفاده نشود که خودکامگان استفاده می کنند.

جنبش اعتراض به تقلب در انتخابات و نادیده گرفتن رأی مردم نقطه ی عطفی در تاریخ معاصر ایران است و ما اینک وارد دوره ای جدید شده ایم که دیگر راهی برای بازگشت به قبل از ۲۲ خرداد وجود ندارد

 

باید از پیش گفته می شد که اگر در نتیجه ی انتخابات تقلب صورت گیرد،ما در مقابل تقلب می ایستیم و مردم را به خیابان ها می آوریم. مانند داستان تقلب موگابه و حوادث پس از آن. اما با توجه به پیش فرض های اصلاح طلبان،نه چنان وضعی پدید می آمد، نه اصلاح طلبان هیچ گاه برنامه ای برای آوردن مردم به خیابان ها داشتند. وقتی پس از تقلب، سیل مردم در خیابان ها به حرکت در آمد، کاندیداها و اصلاح طلبان را هم به دنبال خود برد.

 

ارثیه ی دوره ی ریاست جمهوری جرج بوش، وضع شکننده ی سیاسی و امنیتی در افغانستان، پاکستان، عراق و سرزمین های اشغالی فلسطینی و خطر گسترش تسلیحات اتمی در منطقه ی خاورمیانه، مسائل امنیتی و نظامی را به مشغله ی ذهنی اصلی قدرت های بین المللی و منطقه ای تبدیل کرده است. رژیم های دیکتاتوری خاورمیانه علاقه ای به انتخابات آزاد و حقوق دموکراتیک مردم ندارند و در تحلیل نهایی، حکومتی ضعیف و فاقد مشروعیت را در ایران بر دولتی متکی به آراء مردم و نظام سیاسی دموکراتیک ترجیح می دهند. دولت اسرائیل نیز دولت احمدی نژاد را پیش برنده ی منافع سیاسی و امنیتی خود در منطقه می داند.

 

متحد واقعی و درازمدت مردم ایران در مبارزه برای دستیابی به حقوق و آزادی های سیاسی و مدنی، افکار عمومی جهانی، نهادهای مدنی، احزاب و جنبش های اجتماعی طرفدار دموکراسی و روشنفکران آگاه در سراسر جهان است. وظیفه ی همه ی ایرانیان علاقه مند به سرنوشت مردم و متعهد به حقوق و آزادی های دموکراتیک؛ تلاش برای انتقال خواست های مردم ایران به این گروه ها و کسب حمایت آنهاست تا این خواست ها را به پارلمان ها و دولت های خود منتقل کنند و از آن ها بخواهند که خشونت دولت علیه مردم ایران را محکوم کنند و احترام به معیارهای عام حقوق بشر و آزادی های سیاسی را خواستار شوند.

 

باید در باره ی کارهایی که می توان صورت داد، گفت و گو کنیم. تمامی قلمروهای زندگی، برساخته های بشری اند. سیاست را هم می توان ساخت و باید ساخت. ناتوان فرض کردن خود و دیگران، برخلاف تاریخ بشری است که آدمیان آن را برساخته اند

دکتر سازگارا

Posted in Uncategorized on ژوئن 25, 2009 by Cox n Box

گوش دادن این تحلیل های سیاسی باعث میشه تاکتیک ها رو بفهمیم
دکتر سازگارا رو من جدا از شخصیتش یک سیاستمدار دانا می دونم
اما حتی در صورت قبول نداشتنش تحلیل هاش میتونه ذهنمون رو باز کنه

مصاحبه
لینک کمکی :
http://www.mediafire.com/?sharekey=326bf308d1cdf2add2db6fb9a8902bda

گروه گوگلی دکتر سازگارا که با عضویت در اون میتونین تحلیل های ایشون رو از طریق ایمیل دریافت کنید :

http://groups.google.com/group/mohsen_sazegara?hl=en

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

Posted in Uncategorized on ژوئن 25, 2009 by Cox n Box

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

 

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

 

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

 

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

 

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

 

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

 

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

 

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

 

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

 

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

 

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

 

تاثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

 

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

 

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

 

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

 

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

 

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

 

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

 

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف

 

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

آقایان مردم ما خر نیستند ! (٢)ء

Posted in کشورم on ژوئن 24, 2009 by Cox n Box

 

 

من آزادی میخوام میرحسین

 

 

عده ای از مسئولین پر مغز ما مردم را گوسفند فرض کرده اند.

می گویند موسوی قانون گریزی کرده .

آب به آسیاب دشمن ریخته .!

اسلام و انقلاب را به خطر انداخته .

سوال بنده این است که این یک نفر چگونه این همه کار را کرده است ؟

اگر راهپیمایی های اخیر را منشا این مسائل بدانیم ، این را هم باید بدانیم که موسوی چند دقیقه بیشتر در تجمعات نبود و ظهر شنبه که شلوغی ها آغاز شد موسوی هنوز بیانیه ای نداده بود !

این سه ملیون نفری که به خیابان ها ریخته بودند و در آرامش راه می پیمودند به صورت خود جوش و نه برای موسوی ، که برای احقاق حقشان جمع شده بودند .

برای تمرین دموکراسی .

موسوی عزیز در بهترین حالت فقط نظم دهنده ی این جمعیت بود .

آقایان باید بدانند که مردم گوسفند نیستند که به حرف موسوی به خیابان ها بریزند !

این کارها را مردم کرده اند ، نه موسوی !

اگر آبی به آسیاب کسی ریخته شده توسط این مردم ملیونی بوده !

اگر قانون گریزی شده (که طبق اصل ٢٧ قانون اساسی نشده) و اگر اسلامی و انقلابی به خطر افتاده توسط همین مردم بوده !

و مردم از اسلام و انقلاب بالاترند !!!

روزهای آتی روزهای خطرناکی برای این سیاستمدار شریف (جمع اضداد!) خواهند بود .. بیایید همان طور که او اولین سیاستمدارایرانی شد که پشت مردم ایستاد (نه در نقش رهبر) ما نیز اولین ایرانیانی باشیم که پشت سیاستمدارمان ایستادیم .

بیاییم برای تحقق دموکراسی در کشورمان اینبار خودمان تلاش کنیم .

بدون داشتن یک رهبر ، اما با کمک این معدود مردان شریف سیاستمان همدل شویم .

 

پی نوشت :

شدیدا پیشنهاد می کنم “تاریکخانه ی اشباح” اکبر گنجی (معروف به اکبر تخم درشته) را این روزها بخوانید و یا بازخوانی کنید .

مطمئن باشید اگر از سیاست ایران هم خوشتان نیاید درس های جامعه شناسی و علوم سیاسی و تاریخ کم ندارد . 

 

دوست سیاسی ما

آقایان مردم ما خر نیستند ! (١)ء

Posted in کشورم on ژوئن 24, 2009 by Cox n Box

Tehran

از دیروز و از زمان برخورد شدید نیروهای امنیتی با مردم و به آشوب کشیدن تجمعات آرام آن ها موج جدیدی از حملات به میرحسین موسوی آغاز شده است که با ژست فهیم بودن می خواهند موسوی را به قانون گریزی و بی درایتی متهم کنند .
در این میان جوابیه های بسیاری چه از سوی سیاسیون و چه مردم برایشان فرستاده شده (در منزل دانشجویی ما مقادیری فحش ناموسی نیز شنیده شده ) که به راستی کافی هستند ، اما چند نکته نیز به ذهن من رسید که فکر می کنم گفتنش خالی از لطف نیست :
اول – نمی دانم چطور می شود یک نفر قانون اساسی را قبول نداشته باشد ، کارنامه ی سیاهش در اذهان مردم شهید پرور باشد ، با رهبر دشمنی دیرینه داشته باشد ، قانون گریز و وابسته به بیگانگان و ارباب قدرت و ثروت باشد اما شورای نگهبان صلاحیتش را تایید کرده باشد !
به راستی شورایی که چنین شخص “چیز”گویی را تایید صلاحیت کرده است ، توانایی حفاظت از رای مردم را داراست ؟

دوم – رادان پلیس می گوید که با اغتشاش گران تا جمعه مدارا میکرده است ولی از شنبه جدی برخورد خواهد کرد .
نکته این است که ایشان به چه حقی و بر اساس کدام قانون به خود حق داده است که به بیش از سه ملیون اراذل و اوباش که جان و مال مردم را به خطر انداخته اند و با امر منافقین و قدرت های استکباری به خیابان ها ریخته و با ایجاد آشوب و درگیری اسلام و انقلاب و مردم را نشانه گرفته اند فرصت خودنمایی دهد ؟
ایشان باید برکنار شوند و کسی به جای ایشان بنشیند که در مقابل این اشرار مسلح از مردم دفاع کند .

سوم – عده ای از دماغ داران نظام می گویند که میزان تخلفات حداکثز سه میلیون بوده و در نتیجه ی انتخابات تاثیر نداشته !
اما این سه میلیون به رای چه کسی اضافه شده است ؟
موسوی که خود شاکی است !
رضایی و کروبی هم که اگر تقلب می کردند به این روز نمی افتاد آرایشان
پس تقلب ها به نفع احمدی بوده !
حال پرسش این است که کسی که سه میلیون رای به نفع خودش تقلب کرده است آیا صلاحیت ریاست جمهوری حتی با رای مردم را داراست ؟

من و میرحسین

Posted in کشورم on ژوئن 11, 2009 by Cox n Box

تقدیرم چنین بود که در ایران زمین دیده به جهان بگشایم ، در این سرزمین رشد کنم ، در اینجا درس بخوانم ، عاشق شوم و به آن عشق بورزم.

از این رو مردمانش را دوست بدارم ، به فرهنگش ببالم و به زبان به حق شیرین پارسی سخن بگویم و بنویسم

مردم کشورم سال های متمادی با سنت خود زندگی کرده اند و امروز با پیشرفت خود به عرصه مدرن پا می گذارند . در این گذار دیر هنگام حساسیت ویژه ای وجود دارد که تاثیر شگرفی بر آینده این سرزمین خواهد داشت.

هم اکنون این مردم از دید من به چهار دسته تقسیم می شوند :

دسته اول انسان هایی هستند که ایرانیان قرن بیست ویکمی می خوانمشان . کسانی که از سنت گذشته اند و به انسان های مدرن جهان – با حفظ فرهنگ خویش-  پیوسته اند.

گروه دوم مردمان سنتی این سرزمین که هرچند با جهان امروز هماهنگ نیستند اما با گذشته کشورشان هماهنگ اند.

گروه سوم عده ای هستند که ایرانی بودنشان را از دست داده اند اما توانسته اند به جهان مدرن بپیوندند.

دسته چهارم هم کسانی هستند که در این میان هم فرهنگشان را از دست داده اند و هم از جهان امروزی عقب مانده اند . یعنی نه سنت را دارند و نه مدرنیته را ! البته گاهاً با پوسته ای از هردو زندگی می کنند !   که من بی هویت ها میخوانمشان !

جدای از این که چه چیزهایی را مصادیق فرهنگ ایرانی و یا مدرنیته بدانیم (که خود بحث جالبی است) مطمئناً گروه اول و دوم برای کشورمان بهتر از دو گروه دیگرند و البته گروه سوم نیز بهتر از گروه چهارم .

زیرا گروه چهارم بی هویت اند و متاسفانه عده کثیری از جامعه ما را تشکیل می دهند.

از این رو و از آن جایی که در کشور ما حکومت تاثیر گذارترین عنصر در فرهنگ مردمان ماست ، مهمترین کاری که می توانیم برای کشورمان بکنیم انتخاب یک حکومت آشنا به فرهنگ و توانا در این زمینه است.

زیرا تمام مشکلات امروز ما ایرانیان از همین بی هویتی مردمان ماست . البته تاکید می کنم خیلی ها نه همه !

امروز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اهمیت این وظیفه دوچندان است. زیرا علاوه بر موارد فوق موضوعات دیگری هم در این انتخاب مطرح اند :

١.کشور ما و به بیان بهتر حکومت کشور ما امروزه در دست کسانی است که به بی هویتی و بی فرهنگی و بی هنری عادت کرده اند و اعمالشان جز برای اهداف پوچ خودشان نیست.

انتخاب یک دولت مناسب می تواند این خطر عظیم را از کشور ما دور کند و آینده بهتری را برای مردمانمان رقم بزند.

٢.اکنون سی سال از انقلاب سال ٥٧ میگذرد و اکثر مدیران و بزرگان سیاست ایران به دوران بازنشستگی خود رسیده اند ، دولت دهم و یازدهم زمان ورود عده کثیری از جوان تر ها به دولت است .در صورتی که یک دولت خوب بر سر کار باشد نسل مدیران آینده کشور از انسان های با فهم و شعورتر و با سوادتری خواهند بود.

٣.امروز و پس از ناکامی های دولت نهم زمان آن فرارسیده که یکبار و برای همیشه دست افراد تمامیت خواه از دولت ایران جدا شود . در صورت پیروزی یک رئیس جمهور خوب ما میتوانیم شاهد یک انقلاب بر علیه افراطیون و کسانی باشیم که جز تفکر خود تاب تحمل هیچ فکر دیگری را ندارند.

٤.در میان دولتمردان نظام جمهوری اسلامی عده ای هستند که اکنون تغییر کرده اند و تب و تاب دوران انقلاب افتاده اند و به دنبال ساختن کشور بر اساس منافع ملی هستند . این افراد در صورت وجود فضای باز سیاسی می توانند این تغییر عقیده را با صدای بلند فریاد بزنند و موج تغییرات اساسی را بوجود آورند.

٥.امروز یک موج قوی بالقوه در مردم برای ایجاد شدن فضای باز فرهنگی و سیاسی ایجاد شده ، جوانان طالب اندیشه های نو و دیدگاه های تازه هستند .

همگان خواستار بوجود آمدن رسانه های مختلف تلویزیونی هستند .

یک عزم ملی برای از بین رفتن سانسورها و محدودیت های فرهنگی در میان فرهیختگان و حتی غیر فرهیختگان ما بوجود آمده است.

اکنون فرصتی است که از این نیروی عظیم قبل از آن که بپوسد و به ناامیدی ختم شود استفاده کنیم و حق رسانه ای خود را یکبار و برای همیشه از این حکومت بگیریم.

٦.موج رکود اقتصادی جهان به زودی به کشور ما خواهد رسید و در صورت ناکارآمدی دولت اقتصاد ما نابود خواهد شد. برای مقابله با آن باید یک دولت کارآمد داشته باشیم.

اما کدام دولت کارآمد خواهد بود؟

برای من کنار هم قرار دادن احمدی نژاد و سه نامزد دیگر اوج بی شعوری است و از سوی دیگر قرار دادن دو نامزد دیگر در کنار آقای موسوی اوج بی شرفی !

آقای موسوی علاوه بر داشتن شخصیتی فرهنگی (که در ایران کم سابقه است فرهنگی بودن سیاسیون) دارای توان بالای مدیریتی است و از سویی دارای شخصیتی چند بعدی است که می تواند گروه های مختلف را راضی کند.

٧.اکنون که به لطف وجود یک دشمن مشترک ، اصلاح طلبان ، سکولار ها و مذهبی ها و… و به طور کلی سه گروه از چهار گروهی که در ابتدای مقاله اشاره کردم به هم نزدیک شده اند، این شخص میتواند از هر سه گروه استفاده کند و آینده ی حکومت ایران را بین این اقشار با هویت تقسیم کند و بی هویتی را حداقل از حکومت اداری کشورمان (در برابر حکومت الهی!!) بیرون کند و از سوی دیگر باعث آشتی این سه با هم شود.

٨.آقای موسوی با وجود همسر گرامی شان خانم زهرا رهنورد در کنار خود می تواند بزرگ ترین قدم ها را برای اصلاح نگاه به زن و مطالبه حقوق بانوان بردارد.

که این مهم در این برهه بسیار ضروری است ، زیرا که نسل بزرگی از زنان آینده ما اکنون و در سنین جوانی باید حق خود را بشناسند و بگیرند که در آینده کسی نتواند این حق را از بین ببرد.

چهار سال بعد دیر است.

٩. به نظر بنده بعد از این چهار سال و با افتضاحات به بار آمده کشور طی چهار سال آینده با بحران های جدی مواجه خواهد بود و آقای موسوی کسی است که در بدترین شرایط قرن اخیر ایران را اداره کرده است و فکر نمی کنم غیر از او کاندیدای دیگری بتواند بر این مشکلات فائق آید.

١٠. دلیل آخرم برای رای به این مرد دو جنبه دارد و شخصی است.

تقریبا تمام ایرانیانی که من بزرگ می دارمشان و به هموطن بودن با ایشان افتخار می کنم از این مرد همایت کرده اند.

مرد شریفی که بعد از بیست سال آرامش اش را رها کرده و در شصت و چند سالگی به خاطر احساس خطری که کرده به صحنه آمده و هزاران فتنه و تهمت را به جان خریده و به مناظره با فردی شرور و بدذات نشسته که همسرش را به سخره بگیرد و به اعتقادات اش توهین کند !

من در چشمان این مرد صداقت دیدم…

Posted in Uncategorized on آوریل 4, 2009 by Cox n Box

خشم این حنجره ی خسته همیشه غایبه

کلید صندوق در بسته همیشه غایبه

My last kiss

Posted in Uncategorized on دسامبر 12, 2008 by Cox n Box

این روزهای دوری های نصفه نیمه و دیدار های کوتاه…

هیچ چیز مثل فاصله ی میان بوسه ها انسان را متوجه دوری نمیکند

دوری .. هفته ای یکی دو ساعت را نمیشود به حساب دیدارهای عاشقانه گذاشت..

این دوری های تنهایی ، این دیدارهای پابلیک … چه بوی خاصی دارند

این اشک ها …

این اشک ها…

صدای دریا را میشنوی؟



Posted in Uncategorized on نوامبر 20, 2008 by Cox n Box

ghotbi-saba2

یک ستاره ی دیگه هم رفت تا بدونیم که این حوضچه ی کثیفی که ساختیم خودمونو خفه میکنه

DANGEROUS MACHINE !

Posted in Uncategorized on نوامبر 16, 2008 by Cox n Box

Danger !

زمانه

Posted in Uncategorized on نوامبر 9, 2008 by Cox n Box

یادته بچه بودی؟

یادته وقتی  از حق ات دفاع میکردی همه بزرگترا به شکل کثیفی دس به یکی میکردن با اونی که حقتو خورده بود؟

یادته بچه های بزرگتر تو رو تو بازیشون راه نمیدادن ؟

یادته وقتی به بابات گفتی یکی رو دوس داری خوابوند بیخ گوشت ؟

یادته بابات وقتی مدیر مدرسه زده بود تو گوشت همه ی تقصیرا رو انداخ گردن تو که با اون سرشاخ نشه؟

یادته تو جمع همه حرفای بزرگونه میزدن و تو که میپرسیدی “یعنی چی؟” میخندیدن؟

یادته لات و لوطای محل بهت میگفتن بچه اَبی؟

یادته …

امروز  اما …

میدونی چرت و پرت میگفتن

میدونی دروغ میگفتن

میدونی میترسیدن

میدونی عقده داشتن

میدونی بی شرف بودن

میدونی…

میدونی…

یه روزی هم بچه ات یادش میاد

یه روزی هم بچه ات میفهمه

نامه ی نا نوشته ی خیلی ها به خیلی ها

Posted in Uncategorized on اکتبر 31, 2008 by Cox n Box

آه !

تو زیبایی

برای همین هم من ازت خوشم اومده…

برا همین هم دوس دارم خوش باشی…

اما مطمئنم که با من خوش نخواهی بود…

پس بهت هیچ پیشنهادی برای هیچ نوع دوستی نمیدم…

چون دوستی مورد نظر تو اون چیزی نیس که من میخوام…

راستی ، من یه نفر رو دوس دارم

اون با من خوشبخته

فقط . . .

فقط و فقط برای این که …

من عاشقشم !

the live of us !

Posted in Uncategorized with tags on سپتامبر 18, 2008 by Cox n Box

یه قانون نانوشته شده دیگه تو ناخودآگاهم که فیلم سینمایی فوق العاده یا تو اروپای شرقی تولید شده یا کارگدانش مال اونجاس

حالا خودشم نباشه یکی از والدینش .. اونم نباشه احتمالن یا به اونجا علاقه داره یا یه ربطی به شرق اروپا داشته شده تولیدی  لباس زیرش مال اون طرفا باشه !ء

ما انسانهای فیلم بین و داستان خون و علاقه مند به تاریخ و … خیلی مدیون افراد بزرگی مثل هیتلر و موسیلینی یا حکومتگران سرکوبگر بلوک شرق هستیم !ء

واقعا فکر میکنید اگهاین افراد نبودن چند تا از شاهکارهای بشری هرگز ساخته نمیشدن؟

حتی باهاوس هم شاید انقد شکوفا نمیشد !ء

به طور کلی خیلی وقت ها هست که آدمای به اصطلاح بد بیشتر به درد میخورن تا آدمای به اصطلاح خوب …ء

البته این نکته خیلی قابل فکر کردن هست که فشار و سرکوب و توتالیتریسم و … در اروپا -به طور مثال- باعث چه شکوفایی هایی که نشد و همین موارد در ایران چطور باعث بی حرکتی و کرختی فیلمسازان ، نویسنده ها و به طور کلی روشنفکران!!! ما میشه…ء

یاد حرف اون بنده خدا میفتم که معتقد بود ایران کمتر از انگشتان دو دست فرد روشن فکر داره …

فی الواقع بنده نیز ایضا !ء


پ ن : هر چی کلنجار میرم میبینم نمیشه خودمو لو ندم

بازیش فوق العاده بود این ” آدم خیلی خوب “ء

فکر میکنی ؟ پس هستی !

Posted in Uncategorized with tags on سپتامبر 17, 2008 by Cox n Box

یه شعار زیبا داره کمپانی اپل و اون اینه :

Think Different !

چطور خب؟

دنیای امروزه ی من (حداقل) پر شده از کارایی که واکنش یا کنش معمولی (و نه طبیعی) ما نسبت به دنیاس

حرف های روزمره ، دغدغه های نه چندان جدی و زندگی کاملن معمولی

کارایی مثل .. همم .. فحش دادن به احمدی نژاد بدون دلیل خاصی..

چون ما عادت کردیم به این که یه نفر رو بکنیم مظهر بدی ها

برای هر چیزی یه غول بسازیم .. که قبول نکنیم که خیلی از این ایرادا ایراد خودمونه

مثلن همین سخن معروف که میگه : “حق گرفتنیه ، نه دادنی “

ولی کی تا حالا پای حقش وایساده ؟

کدوممونیم که از تاکسی هایی که کرایه زیاد میگیرن و مغازه هایی که گرون میفروشن حقمونو بخوایم؟

تازه خودمونم گول میزنیم که “انعامشه ، مفت چنگش” و با یه تکبر و افاده ی مخصوص اشراف زاده های انگلیسی میریم که به زندگی سگی یا همون حوالی مون ادامه بدیم

حالا اینکه من انقد تو در تو میرم که آخر تو بحثا گم بشم دست خودم نیس ولی برگردیم به شعار قشنگ اپل که من ترجمه اش میکنم : “طبیعی فکر کنیم ، هرکدوم همونجوری که میتونیم”

تنها زاه عمل به اون شعار اینه که واقعا فکر کنیم !

Posted in Conection on سپتامبر 14, 2008 by Cox n Box

ما آدما خیلی جاها میخوایم خیلی چیزا رو ولی براش تلاش نمیکنیم

بعضی جاها هم تلاش میکنیم ولی اشتباه میکنیم و یه جای دیگه انرژی حروم می کنیم

یه جای اشتباه

اگه دوس داریم کسی شخصیتش طور خاصی بشه

خیلی وقتا لازمه که خودمون اون شخصیت رو بهش بدیم

بهش اطمینان بدیم

درخواست کردن چیزی رو حل نمیکنه

معمولن راحت ترین و بهترین راهی که به ذهن میرسه بهترین راه نیست

خیلی جاها…

مثل روزی که به حس استقلال کسی احترام گذاشتم و یه استقلال قوی و خوب رو برای خودش به دست آورد

بهش نگفتم مستقل شو ، ازش نخواستم ، نگفتم پا جای پای آدمای مستقل بذار … نه ! این نیس که کمک میکنه به دیگران

خیلی وقتا اطرافیان ما با کارهای ریزشون ما رو هدایت میکنن

حتی ما رو طبق میل خودشون در میارن

بدون این که حرفی بزنن

عمیقا معتقدم که خواسته های ما از دیگری باید بر رفتار ما با اون دیگری منطبق باشه

خیلی جاها هم که نمیدونیم چیکار کنیم احترام و محترم شمردن طرف بهترین راهه

همیشه هم بدبیاری ها به خاطر بدشانسی نیس…

قبول داری؟